آتشفشان هاوایی از سوراخهای دهانه بالای آن گدازه می ریزد


بررسی ملی

قلمرو جدید روسیه

در ماه نوامبر ، روسیه بخشی از یک کشور خارجی را به دست آورد. این امر از طریق عبور نیروهای ناشناس از مرز و نه از طریق جنگ ترکیبی اتفاق نیفتاده است. درعوض ، او در حال مذاکره برای گرفتن خود در معرض دید کامل و بدون حتی یک سوال از ایالات متحده یا بقیه جهان است. جدال آذربایجان و ارمنستان بر سر قره باغ کوهستانی مقدم بر الحاق است. این منطقه کوهستانی به عنوان بخشی از آذربایجان در سطح بین المللی شناخته شده است ، اما از سال 1994 آتش بس بین دو ملت توسط ارامنه قومی کنترل می شود. درگیری در ماه سپتامبر دوباره شعله ور شد. دو ماه بعد ، توافقنامه صلح با روسیه ، برنده منعقد شد: او آتش بس را میانجی گری کرد که چکمه های آرامش بخش کرملین را در نگاه اول قرار داد. آمریکا بیهوده نظاره گر این اتفاق افتاد. روسیه به عنوان مدافع سنتی ارمنستان تنها اهرم متقاعد کردن ارمنستان برای امضای این آتش بس را داشت. ایروان با امضا از ادعای سرزمینهایی که از سال 1994 آذربایجان را اشغال کرده است دست کشید و هیچ نتیجه ای نگرفت – آتش بس و نه تسلیم اجباری. در ازای تحقق تحقیر كمتر متحد خود ، مسكو هدیه و حضور یافت. در حقیقت – مگر اینکه آمریکا آمادگی کامل برای درگیر شدن در روند صلح را داشته باشد – قره باغ کوهنورد اکنون روسیه برای مدت نامحدود است. کرملین ظاهراً برای مدت پنج سال این سرزمین را کنترل می کند ، اگر شش ماه قبل از پایان دوره ریاست جمهوری هیچکدام از سه سایت آتش بس نباشد ، برای پنج سال دیگر خودکار تعویض می شود. روسیه قطعاً چنین نمی کند. او اکنون دروازه بان یک منطقه مرکزی در تنوع بخشی به انرژی اروپا (کاهش نقش واردات روسیه) است. اگر این منطقه از نظر استراتژیک برای ناتو مهم باشد ، آن را از نظر استراتژیک برای کرملین مهم می کند. ارمنستان به دلیل بی اعتمادی به آذربایجان ، خواهان ماندن نیروهای حافظ صلح است. درگیری مختصر اما وحشیانه به طور قاطع ثابت کرده است که ارمنستان نمی تواند از نظر نظامی پیروز شود و بنابراین ارمنی های قومی باید حکومت آذربایجان یا محافظت از روسیه را بپذیرند. ایروان ضعیف و شکسته پذیرفتن حضانت روسیه در قره باغ کوهستانی تحقیرآمیزتر است ، گرچه فقط طاق را رد می کند. اما این یک فاجعه طولانی تر برای ارامنه است. این بدان معناست که آنها به طور م Russianثر در آغوش روسی قفل شده اند. آنها نه می توانند به غرب بپیچند و نه می توانند به شرق بپیچند – نه از نظر دیپلماتیک و نه برای سرمایه گذاری – زیرا اکنون روس ها مسئول این امر هستند. گرچه از نظر مسکو به عنوان “طرف مقابل” به طور سنتی دیده می شود ، آذربایجان – به دلیل حمایت سرد ایالات متحده و اتحادیه اروپا در سال های اخیر – روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود را با روسیه به طور پیوسته عمیق تر می کند ، بخشی از این امر به دلیل نیاز و عدم وجود گزینه های جدی است. با وجود این ، چکمه های نظامی روسیه برای اولین بار از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی در خاک آذربایجان ، اهرم مسکو نیز به یک اهرم اقتصادی تبدیل شده است: روسیه اکنون مسیری مستقیم و طولانی مدت آذربایجان را از دریای خزر به مدیترانه و اروپا کنترل می کند. غرب قطعاً می توانست این را ببیند. نحوه شروع آن همیشه به این صورت است: حلقه به زودی به یک نقش تبدیل می شود. کریمه ، اوکراین شرقی ، اوستیای جنوبی ، آبخازیا – لیست نمونه ها ادامه دارد. حضور روسیه در حال تبدیل شدن به کنترل روسیه است: تنها منطق بلندپروازی های پوتین نئو تزاری. در حقیقت ، فقط چند هفته پس از استقرار نیروها ، کرملین مانور داد: خطوط نقشه ها شروع به خم شدن و خم شدن کرد. در وب سایت وزارت دفاع روسیه ، این صفحه نقشه ای را نشان می دهد که در آن ناحیه ای مشخص شده است که طبق شرایط توافق نامه ، صلحبانان روسی باید در آن مستقر شوند و صلاحیت فعالیت آنها را در اختیار دارند. در 13 دسامبر ، به طور معجزه آسایی ، سرزمینی که آنها کنترل می کردند گسترش یافت. در پی فشارهای دیپلماتیک آذربایجان ، روز بعد این امر به نسخه اصلی تغییر یافت. اما این فعالیت نشان می دهد که نقشه کشان کرملین در حال خلاقیت هستند – و بسیار زود در این مداخله. اکنون شایعات “گذرنامه” روسیه در قره باغ کوهستانی متورم است. تولید واقعیتهای جدید جمعیتی در زمین با اعطای تابعیت برای حفظ نفوذ در امور داخلی سایر کشورهای پس از شوروی استفاده می شود. پس از اشغال منطقه توسط روس ها ، دولت روسیه موظف به مداخله است. این کلاسیک از مجموعه آثار کرملین است. این مقدم بر حمله کریمه بود. این اتفاق در دو منطقه گرجستان ، اوستیای جنوبی و آبخازیا ، دوباره قبل از شروع جنگ اتفاق افتاد و روسیه به عنوان ذینفع اصلی شناخته شد. اخیراً ، گذرنامه برای مهاجرت در شرق اوکراین ، طی یک فرایند مفید و کارآمد ، ارائه شده است. کرملین تخمین می زند که تا پایان سال ، بیش از یک میلیون شهروند روسی حامل اسناد تازه بریده شده باشند. در همه این شرایط ، کنترل روسیه امن است. گذرنامه به معنای آن است که توافقنامه مذاکره شده درباره وضعیت نهایی قره باغ کوهستانی – نوعی خودمختاری در آذربایجان ، مانند زمان اتحاد جماهیر شوروی – هرگز عملی نخواهد شد. در عوض ، این به یک محافظ از گذرنامه های روسی تبدیل خواهد شد ، و بهانه ای به روسیه می دهد – یا در فرهنگ لغت مسکو ، این حق قانونی است – که به منطقه بپرد – تهدیدات خیالی برای ظاهر شدن “شهروندان” آن وجود دارد. در اوکراین پس از بی ثبات سازی روسیه ، جای تعجب است که دیگر هیچ اقدامات احتیاطی در قفقاز جنوبی انجام نمی شود. هنوز وقت آمریكا برای مداخله باقی مانده است: آتش بس جای خود را به مذاكرات برای توافق صلح نهایی می دهد و بسیاری دیگر تصمیم می گیرند. ایالات متحده باید کاملاً و همه جانبه با گذرنامه گذاردن مخالفت کند. شرکت های آمریکایی برای محدود کردن فضای مانور روسیه باید در پروژه های زیربنایی و انرژی در منطقه سرمایه گذاری کنند. و ابتکارات مشترک سرمایه گذاری بین ارمنستان و آذربایجان به رهبری ایالات متحده می تواند به کاهش وابستگی روسیه کمک کند. زمان آن فرا رسیده است که آمریکا تلاش های دیپلماتیک و اقتصادی خود را افزایش داده و به روند کار خود بپیوندد. در غیر این صورت ، امپراتوری روسیه بدون کنترل به گسترش خود ادامه خواهد داد.


منبع: moshtagh-khabar.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*